![]() |
![]() |
|
| یاداشتهای شخصی یک بسیجی (نقده) |
|
ایام شهادت ام ابیها ، دخت نبوت ، همسر ولایت و مادر امامت بر عموم دوستداران صدیق آن بزرگوار تسلیت باد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1391/01/17ساعت 21:59 توسط منتظر مهدی |
|
|
سالهاست که هم چهره شهر و هم میزان آمد و شد در آن ، نظرم را بخود جلب کرده است ، اما یکی دو روز قبل از عید بود که این حس و یا بهتر بگویم این کنجکاوی در مورد شهر غریب و مظلوم مان به اوج خود رسید و با شدت خیلی بیشتری به سراغم آمد چون در همان روز بود که تصمیم گرفتم برای فرار از آلام و افکاری که گاهی سراغ هر انسانی میاد چرخی در شهر بزنم تا کمی دلم باز شود ولی متاسفانه دل از بی قراری خلاص نشد که هیچ بلکه مشاهده ی چهره ی شهر از یک طرف و خلوتی حاکم بر آن از سویی دیگر بار سنگین تری را بر دل صاحب دردم افزود تا جائیکه گوشه ی دنج خانه را که سالهاست مامن و ماوای من است بسیار دلگشا تر از محیط شهر یافتم . بعد از ظهر همان روز اهل خانه پیشنهاد کردند تا سری به مهاباد یا پیرانشهر بزنیم من اول مخالفت کردم ولی با خودم فکر کردم که پیشنهاد بدی هم نیست لااقل می توانم مقایسه ای تطبیقی نیز انجام دهم شاید خلوتی شهر من و کسادی بازارش که بیشتر به شهرهای طاعون زده می ماند ناشی از زمان یعنی همان نزدیکی به ایام عید باشد و خدا خدا میکردم تا شهری که در صدد رفتن به آنجا بودیم هم چنین باشد (البته نه اینکه آرزو داشته باشم کسادی و خلوتی شهر من بر شهر و شهرهای همجوار هم حاکم باشد) ولی چنین نبود و بر عکس شور نشاطی بسیار جالب بر آن شهر حاکم بود . فراوانی جمعیت که اکثرا مسافران شهرهای اطراف بودند رونق خاصی به بازار این شهر داده بود و بازاریان آن شهر هم در سایه همین رونق با ادب و احترام خاصی با مشتریان خود برخورد میکردند چون بخوبی میدانستند که تثبیت این رونق و دوام آن و همچنین استمرار آن در آینده در سایه همین برخوردهای مودبانه و انسانی می باشد تا مهرشان بر دل میهمانان شان بنشیند و همانان را در سفرهای بعدی نیز به شهرشان جذب نماید که این تفکر تفکری انسانی و در عین حال اقتصادی نیز می باشد . اما باید دانست که چگونه است که این شهر یا سایر شهرهای همجوار در استانمان به این رونق دست یافته اند و چرا شهر ما این چنین است ؟ در سایر شهرهای استانمان هر چه به غروب آفتاب و هنگام شب نزدیکتر می شویم تراکم جمعیت در سطح شهر افزایش میابد ولی در شهر ما بر عکس با نزدیک شدن به تاریکی ها خلوتی کشنده و حزن انگیز بر شهر غالب می شود ؟ امیدوارم خوانندگان محترم این مطلب نظرات خود را در این زمینه در بخش نظرات آن ارائه نمایند و ضمن بیان علت / علل وضعیت حاکم بر شهرمان راهکارها و پیشنهادات سازنده خود را نیز مطرح نمایند و بدانند که خداوند خود فرموده است که سرنوشت هیچ فرد یا قومی را تغییر نمیدهد مگر آن که خود بخواهند . و شهر ما بستر سرنوشت ماست و جز خود ما کسی را یارای تغییر در آن نخواهد بود و لازمه ی ایجاد تغییر احساس مسئولیت در قبال شهر و کشور است و احساس مسئولیت یعنی مشارکت مسئولانه در تعیین سرنوشت خود و همنوعان خود و پرهیز از تفرقه و تمایل به تعامل بجای تقابل با دیگران و اندیشه ها است چرا که تقابل اندیشه ها را محدود و تعامل افکار را منبسط و منعطف به منافع جامعه ای می نماید که همه ی ما صرف نظر از نوعیت قوم و نژاد و رنگ و ... بعنوان انسانی مخلوق خدا در آن زندگی می کنیم تا فردا روزی با کوله باری از اعمالمان در محضر یگانه ماندگار هستی حاضر شویم . برچسبها: مشارکت, احساس مسئولیت |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1391/01/12ساعت 11:56 توسط منتظر مهدی |
|
|
یا محول الحول والاحوال / حول حالنا الی احسن الحال یک سال گذشت و دفتر عمرمان برگی دیگر بر خود نوشت ، یکسال با همه خوبیها و بدیها ، خوشی ها و ناخوشیها پشت سر گذاشته شد ، بزرگی می گفت : نمی دانم وقتی یک سال می گذرد یک سال از عمرم کاسته می شود یا برا آن افزوده می گردد البته به نظر این حقیر دانستن این موضوع چندان هم سخت نیست چون این کیفیت عمل است که برکت عمر یا همان قلت و کثرت آن را معین می کند یعنی اگر اعمال انسان مطابق با الگو های الهی و اصول انسانی باشد عمر رفته برکتی است که وجودش هر چند در خاطرات قابل درک و حس است و منشائی برای شادی و نشاط در حال و آینده است و اگر آنچه انجام می شود در دایره ی قبول حضرت حق قرار نداشته باشد و خارج از اصول انسانی باشد که .... اما انچه مسلم است اینکه رفتارهای آدمی علاوه بر بازخورد فردی می تواند بر جامعه و اجتماع انسانی نیز تاثیرگذار باشد یعنی اگر افراد جامعه ای در همسویی با اعتقادات و تعالیم الهی و مطابق با الگوهای رفتاری صالحان گام بردارند مجموعه این رفتارها می تواند بازخوردی مثبت برای جامعه نیز در بر داشته باشد وبالعکس. این وبلاگ ضمن تبریک سال نو و حلول روح زندگی مجدد در جان طبیعت به عموم مردم جهان بالاخص مسلمانان و هموطنان و همشهریان خود امید دارد سال آتی سالی سرشار از توفیق و کامیابی برای کشور و نظام اسلامی مان بوده و سال خفت و خواری دشمنان دین و مملکت گردد . سال نو مبارک وجود نازنین تان باد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1391/01/01ساعت 11:24 توسط منتظر مهدی |
|
|
مسئولان محترم بدانند که شاید رسیدگی به معیشت این قشر از اقشار جامعه نیز به اندازه پیشرفتهای علمی ، پزشکی ، هسته ای و ... مورد نیاز بوده و از اهمیت برخوردار باشد . بدانند که اگر ایران اسلامی ما اینک در زمینه های یاد شده حرفی برای گفتن در جهان دارد این افتخار نتیجه ی تلاش آن عده از مسئولانی است که این امور خطیر را بر عهده گرفته اند و در آنچه بر عهده داشته اند موفق بوده اند و از این سویی اگر پدری اینگونه با بشقابی خالی در مقابل و انگشت بر صورت بر سر سفره ای تقریبا خالی نشسته است نتیجه ی بی کفایتی و بی لیاقتی عده ای دیگر از مسئولانی است که از انجام آنچه بر عهده گرفته اند یا بر ذمه داشته اند عاجز و ناتوان بوده اند و نتوانسته اند موازنه و تعادل معیشتی را در جامعه بوجود آورند پس شایسته است دل از میز ناپایدار جوانمردانه برگیرند و بگذرند تا در این گذار عده ای نیز به حق و حقوق شان برسند و عده ای دیگر نیز از داشته های بیش از حد منع شوند و اگر چنین نکنند حتما در عقبای زودرس از شفاعت پدر محرومان و یتیمان مولی الموحدین علی علیه السلام محروم خواهند بود و خداوند هرگز از آه مظلوم نخواهد گذشت
برچسبها: محرومان |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1390/12/26ساعت 12:10 توسط منتظر مهدی |
|
|
کسی که به حرفهای ما گوش نمی دهد لااقل بگذارید برای دل خودمان هم که شده بنویسیم . اقای قاضی رسیدگی کننده به اختلاس بزرگ تاریخ ایران اعلام نمودند (مضمون) که باستناد قانون حق ندارند که هویت ی (نام و چهره) دزدان بیت المال را آشکار کنند . خواستم به ایشان بگویم اولا" قاضی محترم طبق شرع مقدس اسلام دست دزدان اموال عمومی می بایست در ملاء عام قطع گردد و این یعنی نه تنها باید دزدان به عموم معرفی و شناسانده شوند بلکه می بایست در انظار عمومی نیز محاکمه و مجازات شوند کاری که شما می گوئید به استناد قانون نمی توانید انجام دهید و دزدان مال را از صاحبان مال مخفی نگه میدارید در حالیکه همین آقایان علاوه بر دزدیدن مال صاحبان مال به اعتقادات و نظام مقدس آنها هم دهن کجی کرده اند . دوما اگر همین دزدان یا یکی از آنها از منزل شخصی یا مغازه یا کارخانه ی شما یا هر مایملک و دارایی دیگرتان دزدی می کردند و قاضی رسیدگی کننده به پرونده ی شما برای مشاهده ی سارقین برای شما محدودیت اعمال میکرد و قانون را پشتیبان یا استناد عمل خود قرار میداد ، شما آن قانون یا آن کلام قاضی را می پذیرفتید ؟ و آن قانون را مدافع حقوق مالباخته به حساب می آوردید یا سارق یا سارقان ؟!!! برچسبها: اختلاس بزرگ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1390/12/24ساعت 23:50 توسط منتظر مهدی |
|
|
...مسئولان دستگاه قضا و صدا و سیما بدانند که این اختلاس بمانند تخلفات کوچکی نیست که در سطوح پایین نظام اداری و توسط کارمندی ساده رخ داده باشد که فقر ، نداری ، قلت حقوق و ناچاری بهانه ای برای آن تلقی شود و حفظ آبروی شخص خاطی حین رسیدگی به جرم و بر خورد با متخلف وظیفه ی دولتمردان باشد و انگیزه ی تخلف نیز تقریبا" عمل متخلف را توجیه کند . بلکه این افراد متاسفانه جزو مسئولان ارشد نظام اداری کشور اسلامی مان بوده اند و زیاده خواهی و دنیا پرستی (شما بخوانید دنیا دوستی) و اسارت آنها در بند هوی و هوس تنها توجیه منطقی برای عمل قبیحشان می باشد که برای نیل به آن دین را ابزار کار خود قرار داده اند و.... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1390/12/19ساعت 12:16 توسط منتظر مهدی |
|
|
بنا به اقوال موثق دیشب (مورخ ۱۶/۱۲/۹۰) شهردار نقده و کلیه ای اعضای شورای شهر نقده به استثناء عضو خانم این شورا جهت تبریک پیروزی آقای عبدالکریم حسین زاده در انتخابات نهمین دوره ی مجلس شورای اسلامی به دیدار ایشان شتافتند و با اهداء گل به ایشان این پیروزی را به وی تبریک گفتند . امید است اینگونه حرکتهای مثبت از سوی مسئولین شهر در ایجاد وحدت بین اقوام ساکن در شهرمان مفید و موثر واقع شود و نماینده منتخب نیز با استقبال از اینگونه حرکتها با پشتکار و جدیت وظیفه ی خطیری را که بر عهده گرفته اند علی الخصوص در بعد قانونگزاری به نفع مناطق محروم و نظارت بر حسن اجرای قانون در حوزه ی انتخابیه خود به نحو مطلوب انجام دهند و با اهتمام صادقانه در تحقق اهداف منیع و متعالی انقلاب شکوهمند اسلامی که ثمره ی خون هزاران هزار شهید پاکباخته می باشد پاسخی شایسته به اعتماد مردم بدهند و در هر حال مجری اوامر ولی امر مسلمین حضرت امام خامنه ای دامه برکاته باشند . برچسبها: شهردار نقده, شورای شهر نقده, عبدالکریم حسین زاده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1390/12/17ساعت 21:46 توسط منتظر مهدی |
|
|
می خواهم کمی از ایکاش ها بگویم ایکاش هایی که گاها با زندگی خیلی ها عجین می شوند و تا اخرعمر میزبان دل آنها می شوند . ایکاش هایی که بعضی ها را به مرز جنون میرسانند و برخی دیگر را در سرآشیبی سقوط قرار میدهند و عده ای دیگر را چنان به خود مشغول می کنند که هم دنیایشان فراموششان میشود و هم اخرتشان و آخر سر هم متوجه میشوند که در اثر این مشغولیتهای واهی ذهنی هم از این جا مانده اند و هم از آنجا که اصل است رانده می شوند و تعدادی دیگر هر چند دلشان ماوای ایکاش هاست اما چندان توجهی به آنها نمی کنند و به هر آنچه داشتند و دارند قانع می شوند و با داشته هایشان سرنوشت این دنیا و آن جهانشان را رقم میزنند . ما گاها یا همیشه از کلمه ی ایکاش برای بیان ارزوهای دست نیافتنی مان استفاده می کنیم . ولی بعضا مورد لطف خدا قرار می گیریم و به برخی از آنچه که آرزو بحساب میاوردیم نائل می شویم و بعد از این مححق شدن برخی از این آرزو هاست که مسئله اصلی اتفاق می افتاد ، حال چه اتفاقی می افتد بماند چون شاید نگفتنش بهتر از گفتنش باشد و شاید هم در لابلای این مطلب تلویحا به آن اشاره شود و ذوق و شوق خواننده خود کاشف مسئله ی نهان باشد. اما قطعا اگر آرزویی از آرزوهای ما برآورده شود این تحقق ارزو در نتیجه ی اجرایی شدن سنت امتحان الهی در باره ی ما خواهد بود تا در نتیجه این امتحان هم میزان لیاقتمان سنجیده شود ، هم میزان توانایی مان محک زده شود ، هم نیت های درونی مان چه خوب و چه بد لااقل برای خودمان برملا شود ، هم ظرفیت ما در برابر انچه نداشتیم و اینک محقق شده مشخص شود ، یا اینکه خدا بخواهد متوجه مان کند که مصلحت و حکمت حضرتش بهتر از آرزوهای حسرت برانگیزی است که در دلهای ما سکنی گزیده اند و به ما بفهماند که بهتر است دل را از این آرزوها برهانیم و آسوده و سبک بال خود را به آنچه حضرتش برای ما مصلحت میداند بسپاریم . اما ایکاش هایی که در این نوشتار بدانها اشاره می شود هرچند از دل دردمندی بر می خیزد اما گوینده ی آن هیچ ایکاشی را بخاطر خودش نمی گوید و در دل آرزویی برای خود ندارد و اگر هم داشته باشد و برآورده نشود این عدم تحقق را فقط مصلحت خدا می داند و بس . اما نمونه هایی از این ایکاش ها : ایکاش آنانکه در همین انتخابات شرکت کردند و برنده شدند بدانند که بدون مردم هیچند و این اراء مردم است که به آنها اعتبار و شخصیت بخشیده است والا همان خاکند که هستند . ایکاش ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/12/16ساعت 22:57 توسط منتظر مهدی |
|
|
همه دیدیم تب و تاب انتخاباتی را که گذشت ، انتخاباتی که از بسیاری جهات برای ما مردم نقده حائز اهمیت فراوان بود . انتخاباتی که اگر با دیده ی انصاف و بی طرفانه و عاری از هرگونه تعصب به آن بنگریم شاید سالم ترین انتخاباتی بوده که این شهرستان تا بحال خود دیده است و این ویژگی مهم در انتخابات برگزار شده میتواند بهترین پیام و راهکار را برای ما داشته باشد البته اگر همانان که خودشان را ریش سفیدان شهرمان کرده اند بدانند چکار باید بکنند که هرگز ندانسته اند.
باید خاطر نشان شود که این وبلاگ به انتخابات برگزار شده در این شهرستان با توجه به ترکیب جمعیتی آن همواره نگرشی رقابتی داشته نه برتری جویی دینی و مذهبی . چرا که بنا به گفته ی قرآن کریم که کلام الله تبارک و تعالی است « ان اکرمکم عند الله اتقیکم » پس در صورتیکه برادران محترم کرد و سنی مذهب نیز خواننده این نوشتار باشند می بایست منظور راقم این سطور را از این بعد مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند چرا که مخاطبان این مطلب همه ی مردم ساکن در این شهرستان بدون توجه به قومیت های موجود در آن می باشد. دیده ایم و شنیده ایم که بعضی از افرادی را که در هر انتخاباتی خودشان را بعنوان پیش کسوتان شهر جا زده اند و خواسته اند که باصطلاح مسیر تعالی مردم را به آنها نشان بدهند و باز بالعینه دیده ایم که این افراد به دو دلیل خیلی مهم نه تنها نتوانسته اند در این امر خطیر و در عین حال ضروری برای هر جامعه ای موفق باشند بلکه شهرمان را از جمیع جهات دچار مشکل نموده و ایستایی را بر آن حاکم ساخته اند که وضعیت فعلی شهر و میزان توسعه شهر در مقایسه با سایر شهرهای همجوار بخصوص در زمینه های توسعه ی ساختاری و امکانات بهداشتی مصداق بارزی بر این مدعاست . دلیل اول اینکه تعدادی از این پیش کسوتان یا همان ریش سفیدان متاسفانه از تفکرات افراطی قومگرایی پیروی می کنند و در صدد ایجاد تقابل بجای تعامل در بین اقوام هستند که این طیف در درون خود نیز به دو گرده عمده تقسیم می شوند . گروه اول کسانی هستند که واقعا قوم گرا بوده و تعصبات خشک قومی هدایتگر افکارشان می باشد بدون آنکه خود بدانند چه می خواهند و گروه دوم افرادی هستند که از این تفکر و میزان حساسیت برخی از مردم علی الخصوص طیف معدودی از جوانان به گرایشات قومی به نفع خودشان و استمرار سیادتشان بر مردم این شهر و طولانی کردن حضورشان در مناصب استفاده می نمایند و به همین دلیل یعنی انحراف در تفکر هرگز نتوانسته اند نسخه ای موثر برای شهر و مردم آن بپیچند و همواره مانعی بر سر راه تحقق اهداف متعالی انقلاب سراسر شکوه اسلامی در این شهر بوده اند که واقعه سال ۸۵ یکی از شاهکارهای این طیف می تواند بشمار آید. دلیل دوم اینکه تعدادی دیگر از این افراد واقعا توان تجزیه و تحلیل مسائل را نداشته و از این رو آینده نگری شان اغلب با خطا همراه بوده است و یا نتوانسته اند با توجه به شرایط موجود و مقتضیات زمان راه درستی را به مخاطبان خود نشان دهند هر چند طیف اول با زیرکی از ساده لوحی طرف دوم هیچگاه غافل نبوده اند و از این خصوصیت به نفع خود و تثبیت و تعمیق افکارشان و تحقق اهدافشان استفاده نموده اند و الحق و الانصاف هم در این امر موفق بوده اند و مصداق این مدعا را نیز میتوان اولا" در مطالب منتشر شده در دنیای مجازی بخصوص در کامنت های گذاشته شده در بخش نظرات مطالب منتشر شده و دوما" در محافل و صحبتهای بین مردمی بوضوح مشاهده نمود . البته ناگفته نماند که بیان آنچه گذشت خدای ناکرده اهانت به شعور سیاسی یا فهم مردم فهیم شهرمان نبوده و به هیچ وجه مبین تقلید کورکورانه ی آنان از تعدادی از افراد نیست و همچنین نباید تصور شود که تمام افرادی که بعنوان پیش کسوت و ریش سفید شهر به حساب می آیند دارای تفکرات افراطی قومی بوده و یا از بینش سیاسی و اجتماعی لازم برای هدایت و ارشاد مردم شهرشان برخوردار نیستند چرا که براساس فرهنگ محسنه ی غالب بر این منطقه جغرافیایی احترام به بزرکتر ها و ریش سفیدان و استفاده از نظرات و مشاوره ی آنان همواره با خون افراد اینگونه جوامع عجین بوده است . بلکه آنچه عنوان شد مبین این مطلب است که افراد قومگرا و یا افراد فاقد توان لازم برای تشخیص موقعیت موجود متاسفانه با کتمان تفکرات و عقاید حقیقی خود و در کسوت ریش سفیدان مصلح فرصت حضور را از افرادی که واقعا در صدد ایجاد بستر لازم برای وحدت در جامعه و همچنین تحقق اهداف عالیه نظام اسلامی در جامعه بوده و هستند و پیشرفت همه جانبه ی شهر تنها دغدغه فکری آنان بوده است ، سلب نموده اند و با استفاده از ترفند سخیف تفرقه بیانداز و حکومت کن سرنوشتی را بر شهر رقم زده اند که همه شاهد آن هستیم . حال با توجه به این اوصاف آیا باید همین روند و روال در شهر ما ادامه داشته باشد ؟ آیا باید هر روز شاهد پیشرفت و توسعه همه جانبه ی شهرهای همجوار خود باشیم و پویایی را بعنوان ارزویی دست نیافتنی برای شهر خود تصور کرده و در خم کوچه ی اول هزار توی قوم گرایی ساخته شده توسط بعضی از افراد معلوم الحال بی هدف گرد خود بچرخیم ؟ آیا باید همه ی دنیا را در چهار دیواری خانه ی مان ببینیم و به دنیای خارج از این چهار دیواری بی تفاوت باشیم و به مسئولیت خود در قبال خون شهیدان بی توجهی نمائیم ؟ آیا باید هر روز شاهد افزایش بیکاران شهرمان و خیل معتادان آن باشیم ؟ آیا مجبوریم آقایی عده ای را که به هزاران ترفند از جمله ریا و تزویر و دروغ خود را به این شهر و مردمش تحمیل کرده اند ، تحمل کنیم ؟ آیا باید تخم کینه و عناد نسبت به یکدیگر را در دل کودکمان نیز بکاریم و نسل آتی را هم نسلی کینه جو و تقابل گرا به بار بیاوریم ؟ آیا بواسطه ی حضور این گونه افراد باز باید زمان را به نفع آنها و به ضرر شهر و مردم آن از دست بدهیم و از موهبتهایی که نظام مقدس اسلامی در قالب فرصت ها برایمان مهیا ساخته خود رامحروم نمائیم ؟ آیا نتیجه ی انتخاباتی که گذشت(منظور از بعد رقابت سالم در انتخابات است) نشان از زیاده خواهی نماینده های دیروز و نامزدهای امروز که نتوانستند هیچکاری برای این شهر انجام دهند ناشی نشده است ؟ چرا همان پیش کسوتان باصطلاح دلسوز و و تعدادی انگشت شمار از افراد همسو با آنان که نتیجه ی حاصله از انتخابات را در بوق و کرنا کرده اند و در محافل حقیقی و دنیای مجازی جار و جنجال تفرقه براه اندخته اند علاج واقعه را قبل از وقوع آن نکردند و عملکردی غیر عادلانه ای را پیش گرفته اند که مصداق این ضرب المثل است که « به مصر گنه کرده آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری » ؟ مگر ما شیعه ی بزرگ مردی چون علی (ع) نیستیم که خود قربانی عدالتش شد و با قاتل شقی ، روسیاه و ملعونش به عدالت رفتار کرد و پیروانش را همواره به رعایت عدالت در عملکرد دعوت می نمود ؟ حال چه شده که در برابر شکستی رقابتی بجای عبرت گیری و پند آموزی و فرار از توطئه ها و دسیسه چینی ها علی (ع) و عدالتش را فراموش کرده ایم و از اهداف منیع و انسانی نظام الهی و اسلامی کشورمان فاصله گرفته ایم ؟ چرا اندک مدعیان امروز طی چند دوره ی گذشته در برابر عملکرد خنثای شیفتگان خدمت دیروز که به دست مردم در این دوره از انتخابات پس زده شده اند مهر سکوت بر لب داشتند و بیچارگی مردم این شهر را در ادوار گذشته با دیدگان باز نمی دیدند ؟و و و در اخر اعلام می نماید که انتساب جار و جنجال و هیاهوی تفرقه افکنانه ی موجود در بعضی از سایتها و وبلاگ ها به مردم شریف ، غیور و فهیم شهرستان نقده نهایت بی انصافی بوده و این مردم وحدت را همیشه به استقبال رفته اند و خواهند رفت تا مامن و ماوایشان همواره عطرآگین از امنیت و تعالی انسانی باشد و از کلیه ی کاربران و بازدیدکنندگان محترم استدعا دارد با رعایت انصاف توام با عدالت و جوانمردی این مطلب را به نقد بنشبنند و ضمن پاسخگویی به سئوالات طرح شده هرگونه نظر یا پیشنهاد خود را در باره وضعیت فعلی شهر و آتیه ی آن به ثبت برسانند بدیهی است این وبلاگ حق خود می داند از انتشار نظرات توهین آمیز و مغایر با اصول اخلاقی و شرعی خود داری نماید. حزب الله هم الغالبون . برچسبها: انتخابات |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1390/12/14ساعت 23:25 توسط منتظر مهدی |
|
|
بر اساس شنیده ها آقایان مهدی ایمانی حسنلویی ، حاج رسول پور زمان و باباخان اسکندری و حسین زاده بعنوان پیشتازان انتخابات با هم رقابت داشته اند و مابقی نامزدها با توجه به میزان اراء شان از گردونه رقابتها حذف شده اند . امید است دست اندکاران امر شمارش آرا با در نظر گرفتن خدا و نظارت حضرتش امانت دار آراء مردمی باشند که امروز با حضورشان مشتی محکم بر دهان یاوه گویان داخلی و شیطان صفتان خارجی کوبیده اند و تمام توطئه های این دیو سیرتان را خنثی کردند . برچسبها: نتایج انتخابات در نقده |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/12/13ساعت 0:0 توسط منتظر مهدی |
|
|
بر اساس شنیده ها (موثق نیست) یکی از نامزدهای انتخاباتی در شهرستان نقده با شایعه پراکنی در مورد استعفای تعداد دونفر از نامزدهای دیگر که گویا در انتخابات گوی سبقت را از ایشان ربوده اند سعی در تشتت آراء آنان دارد . براساس بررسیهای بعمل آمده هیچیک از کاندیدهایی که امروز نامشان در فهرست اسامی نصب شده در محلهای اخذ رای درج شده بود از کاندیداتوری خود در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی اعلام انصراف ننموده اند و در صورتیکه هر یک از شهروندان محترم پیامک هایی در این مورد دریافت دارند یا بصورت شفاهی اینگونه اخبار را دریافت دارند در شایعه بودن آن هیچ تردیدی بخود راه ندهند تا خدای ناکرده از این طریق هیچ حقی از هیچیک از نامزدهای محترم انتخاباتی ضایع نگردد برچسبها: شایعه افکنی, انتخابات نقده |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1390/12/12ساعت 22:15 توسط منتظر مهدی |
|
|
امروز در ایران اسلامی غوغایی دیگر برپا بود ، امروز مردم ایران اسلامی در پیروی از فرمان امامشان از ساعات اولیه روز در پای صندوقهای اخذ رای حاضر شدند تا به چهانیان بفهمانند که ایرانیان هیچ شباهتی به کوفیان ندارند و هرگز امامشان را تنها نخواهند گذاشت . این حضور می تواند درس عبرتی باشد برای دشمنان داخلی و شیاطین خارجی که تا دیر نشده بساط فتنه و شرارتشان را جمع کنند و ایران اسلامی را بعنوان قدرتی بی بدیل در جهان در باورهای خود جای دهند ، چرا که این مردم اگر فردا روزی رهبرشان اشارتی کند ریشه ی همه خائنین را از بیخ و بن برخواهند کند . این وبلاگ این پیروزی بزرگ را به پیشگاه اقا امام زمان روحی و ارواحنا لتراب مقدمه فدا و به حضرت امام خامنه ای و ارواح همیشه زنده شهدای انقلاب و دست اندرکاران مخلص و بی ریای انقلاب اسلامی تبریک و تهنیت عرض نموده و دست یکایک مردم کفر ستیز ایران اسلامی را خالصانه می بوسد . برچسبها: انتخابات |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1390/12/12ساعت 21:31 توسط منتظر مهدی |
|
|
قل هاتوا برهانکم این کنتم صادقین چندی پیش در وبلاگی تحت عنوان قاراپاپاق به مدیریت همشهری محترم آقای اسفندیار سپهری مطلبی تحت عنوان سولدوز و کارزار انتخاباتی منتشر شد و اینجانب نیز بعنوان شهروندی ایرانی که حق دارد از جامعه مجازی استفاده نماید نظر یا نقدی برای مطلب منتشر شده از سوی ایشان در بخش نظرات وبلاگ نوشتم و ایشان بنا به دلایلی که در پستی مخصوص با عنوان شفافیت در اعلام نظر به آنها اشاره کرده اند هم از انتشار نظرات اینجانب امتناع نمودند و هم اینجانب را متهم به اتهاماتی کرده اند که از این بابت هیچ گلایه ای از ایشان ندارم و آن را به حساب کمی ظرفیت ایشان در قبال نظرات مخالف با مطلب ایشان گذاشته و به رسم مسلمانی از جانب خودم ایشان را حلال می کنم . اما چون نویسنده ی وبلاک پستی مخصوص آنهم با درشت نگاری (منظور فونت یا اندازه ی نگارش است نه محتوای مطلب ) به این موضوع اختصاص داده اند ، بیان نکاتی را در همین رابطه خالی از لطف نمیدانم . ۱- ایشان در بند یک نوشتارشان دچار تناقض گویی شده اند و درج ادرس سایت یا ایمیل را هم احتیاری عنوان نموده اند و هم به تشخیص خودشان اجباری و این موضوع نشان از دست پاچگی ایشان یا تاثیر پذیری زیاد ایشان از نقدی دارد که بر مطلبشان نوشته شده است ولی متاسفانه به بهانه کردهایی که عنوان کرده اند نقد نوشته شده را منتشر ننمودند . قضاوت در این خصوص را به خوانندگان محترم این مطلب و فعالان در امر وبلاگ نویسی می سپارم . ۲- در بند دوم اینجانب را متهم به اظهار نطرهایی خلاف اخلاق و مغلطه گویی نموده اند و اظهار داشته اند که نظرهای من با شاخصه های عقیدتی و اسلامی مغایرت دارد . آیا به نظر خوانندگان محترم عدم انتشار نظر و سانسور آن و ممانعت از رویت آن توسط کاربران و سپس متهم کردن نویسنده نظر به این اتهامات خودساخته و بسیار خطرناک برای آخرت ادمی ، با اصول انسانی و اخلاقی و همچنین شاخصه های عقیدتی و اسلامی موافقت دارد ؟!!! و آیا این امر مصداقی از ضرب المثل یک طرفه به قاضی رفتن نیست ؟ آقای سپهری بدانند که اگر کسی که نظری بر مطلبی می نویسد این نگارش را با هدف روئیت همگان می نگارد اگر چنین است که هست نویسنده نظر چگونه بخود اجازه میدهد در نگارش نظری که همگان آنرا خواهند دید اخلاق را زیر پا بگذارد و شخصیت خود را زیر سئوال ببرد و یا خدای ناکرده مغایر با اعتقاداتی سخن بگوید که خود پایبند آن است ؟ مگراینکه اعتقاد و التزام به دین و عقیده و مکتب را باید ابتدا"به آقای سپهری ثابت کرد تا پس از تائید ایشان مجوز استفاده از وبلاگشان صادر شود . ۳- در بند ۳ نیز دستپاچگی و مغلطه گویی و تناقض گویی ایشان کاملا مشهود است . چرا که بیش از ۸۰٪ کاربرانی که برای مطالب نوشته شده در وبلاگ ایشان یا مطالب نوشته شده در تمام وبلاگ های فعال در دنیای مجازی نظر می نویسند از نام اصلی خود استفاده نمی نمایند ، بعضی تنها فقط به درج نام کوچک شان اکتفا می کنند و برخی دیگر از نام مستعار استفاده می کنند و الی اخر . پس چرا ایشان از همه ی آن ۸۰٪ نام و عنوانشان را جویا نمی شوند و یا چرا سایر وبلاگ نویسان نام و نشان بازدیدکنندگان خود را تفتیش نمی کنند و آن را ملاک و معیاری برای انتشار نظر بازدیدکنندگان وبلاگ خود قرار نمی دهند ؟ شاید آقای سپهری دوست دارند فقط افرادی خاص و با شخصیت های حقیقی و حقوقی مشخص شده به وبلاگ ایشان مراجعه نمایند که در این صورت این تمایل ایشان با عمومیت حاکم بر جامعه مجازی مغایرت دارد . در آخر اینجانب نیز همانند بسیاری از وبلاگ نویسان که از نام مستعار استفاده می کنند و بنا به نیت و اعتقادی که دارم نام منتظر مهدی را برای خود انتخاب نموده ام و این امر را هم موافق با فعالیت در جامعه مجازی و هم حق خود میدانم و با انتشار این پست و پیرو درخواستهای مکرر قبلی از ایشان که همگی بی پاسخ مانده اند مجددا از آقای سپهری درخواست می نمایم تا برای اثبات آنچه ادعا نموده اند تمام نظرات نوشته شده توسط اینجانب و جوابیه ی های خودشان را با پایبندی به اصول اخلاقی و عقیدتی و حتی حرفه ای و نهایتا امانتداری عینا" در پستی خاص منتشر نمایند تا مصادیق غیر اخلاقی بودن مطالب نوشته شده توسط اینجانب و مغایرت های آن با شاخصه های عقیدتی و اسلامی برای خوانندگان و عموم همشهریانم نیز اثبات شود و اگر کاربران محترم با مطالعه نظرات بنده به همان نتیجه ای که آقای سپهری بدان نائل آمده اند ، برسند اینجانب در کمال شجاعت مراتب عذرخواهی خود را در پستی مستقل اعلام خواهم داشت در غیر اینصورت می توان به صداقت در گفتار ایشان متاسفانه شک کرد . حزب الله هم الغالبون برچسبها: منتظر مهدی, اسفندیار سپهری |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1390/12/04ساعت 22:48 توسط منتظر مهدی |
|
|
اینک که به یاری خداوند متعال و رهنمود های راهبردی مقام عظمای ولایت و اهتمام خالصانه ی فرزندان این ملت قهرمان ، ایران همیشه سرفراز اسلامی گامهای پیشرفت و توسعه ی همه جانیه را طی نموده و قله های ترقی را یکی پس از دیگری فتح می نماید ، جا دارد دست اندرکاران مخلص و بی ریا و بی توقع نظام اسلامی نیم نگاهی هم به وضعیت نه چندان رضایت بخش در نظام اداری داشته باشند چرا که نظام اداری محوری ترین مجرای ارتباط میان مردم و هر حکومتی هست و ضعف و فساد در این نظام می تواند دید و نگرش مردم را نسبت به نظام حاکم تعیین نماید و مهمترین نقش را در تثبیت پایه های نظام های حاکم ایفا نماید . مواردی که در هر نظام اداری می بایست همواره مد نظر باشند عبارتند از : تکریم ارباب رجوع ، رعایت عدالت در عملکرد یا همان توزیع عادلانه خدمت بطور مساوی برای همکان بطوریکه تامین کننده یا محقق کننده اهداف والای نظام اسلامی باشد، ایجاد زمینه لازم برای استفاده ی یکسان همه اقشار مردم از فرصت های موجود در جامعه یعنی پرهیز از ارتباط پذیری یا همان پارتی بازی و توجه هر چه بیشتر به اقشار آسیب پذیر جامعه ، مبارزه با فساد اداری در همه ی ابعاد آن بخصوص ارتشاء ، ممانعت از رانت خواری ، اجتناب از خود بزرگ بینی توسط عاملین کار ، حل مسائل و مشکلات مردم در کمترین زمان ، شایسته سالاری بجای دوست یا قوم یا فامیل گرایی ، ایجاد مکانیزم های دقیق بازرسی و نظارت بر عملکرد و استفاده از افراد خداترس و مردم محور در این امر خطیر ، برخورد علنی با متخلفین اداری و تشویق افراد یا کارکنان صادق و خدوم و و و اما متاسفانه این موارد در حال حاضر در نظام اداری کشور اسلامی ما بطوریکه تحقق اهداف برشمرده برای نظام اداری را در برداشته باشد آنطور که باید رعایت نمی شود و قانونگریزی مسئولان و سایر عوامل اجرایی و عدم برخورد با متخلفان در نظام اداری حتی با تخلفات علنی به بهانه کردهای مختلف متاسفانه مانع از تحقق کامل عدالت اجتماعی در جامعه اسلامی ما شده است و بستر لازم را برای افراد و جریانات سیاسی سو استفاده گر و معاند با نظام اسلامی را برای دلسرد کردن مردم و کم رنگ کردن موفقیتهای حاصل شده در ابعاد مختلف فراهم آورده است. وجود قوانین ضعیف ، انتصاب مدیران نالایق ، عدم توجه به استعدادها ، دخالت غیر قانونی نمایندگان منتخب مردم در عزل و نصبها و رابطه محوری بجای ضابطه مداری در انتصابات ، فقدان سیستم کارآمد نظارتی و ارزیابی عملکرد بخصوص نظارت و ارزیابی عملکرد مسئولان ، بهادادن بیش از حد به جایگاه مسئولیت ، عدم استقلال نیروهای حراستی در ادارات ، فقدان یا عدم تعریف مرجعی صلاحیت دار و در عین حال مستقل و کارآمد و رازنگهدار برای دریافت شکایات و ارائه گزارشات و عدم امکان پیگیری شاکی یا ارائه دهنده گزارش از شکایت انجام شده یا گزارش ارائه شده ، کم رنگی نقد و جایگزینی مدح بیجا بجای آن ، عدم اعمال محدودیت های لازم و ضروری برای داوطلبان یا نامزدهای انتخاباتی در انتخابات های مختلف بطوریکه زمینه حضور تخصص های مورد نیاز را فراهم آورد، عدم برخورد با دروغپردازیهای هدفمند افراد یا نشریات و سایر رسانه هایی که به نحوی با نظام اسلامی مشکل دارند ، اهمال یا قصور یا رودربایستی در رد صلاحیت افراد غیر اصلح داوطلب برای احراز نمایندگی مردم در نهادهای مختلف و عدم ممانعت از وعده هایی ناصوابی که این افراد در مبارزات انتخاباتی به مردم میدهند ، و و و از جمله مواردی هستند که دست اندرکاران مخلص امور انقلاب اسلامی و مسئولان دلسوز نظام اسلامی می بایست بیش از پیش به آنها اهمیت داده و اهتمامی جدی برای از میان برداشتن این معظلات مبتلابه نظام اداری بخرج دهند . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/12/02ساعت 22:0 توسط منتظر مهدی |
|
|
خود کرده را تدبیر نیست ... در همین افکار غوطه ور بودم که تا بالاخره ساعت ۲۳:۱۵ نوبت من رسید البته با توجه به لیستی که دست منشی بود قبل از من حدود ۴۰ نفر معاینه شده بودند و بعد از من هم هنوز ۲۲ نفر می بایست لحظات سخت انتظار را تحمل می کردند تا نوبتشان برسد و آقای دکتر آنان را معاینه کند . معاینه ی من حدود ۱۵ دقیقه طول کشید و نسخه ام البته با کمی ابراز نگرانی آقای دکتر از نوع بیماریم نوشته شد و راست و حسینی این نگرانی آقای دکتر در روحیه ی من هم تاثیر گذاشت ، سر انجام از درمانگاه به اتفاق همسرم خارج شدیم و چون ساعت ۱۶ از نقده خارج شده بودیم گرسنگی هم به ما غلبه کرده بود و ناچارا" می بایست شام می خوردیم و بعد از صرف شام ساعت ۲۴ از ارومیه به طرف شهر بلازده ی خودمون حرکت کردیم و باز در پشت فرمان اتومبیل هزار جور فکر و خیال سراغ من آمدند گاهی با خودم می گفتم چرا ما باید تو شهرمون از امکانات پزشکی لازم برخوردار نباشیم و پزشک هایی رو تو شهر داشته باشیم که تازه کارند و از تجربه کافی برخوردار نیستند و اکثرا" برای گذراندن دوره ی اجباریشون به شهر ما میایند و بعد از طی دوره به شهرهای بزرگ نقل مکان می کنند و در واقع ما میشیم زمینه ای انسانی برای کسب تجربه ی اینگونه پزشکان ؟ گاهی می گفتم خوشبحال سایر هموطنانمون که تو شهرهای بزرگ زندگی می کنند چون از همه جور امکانات پزشکی و غیر پزشکی بهره مندند ، گاهی دولت را عامل این فقر پزشکی در شهرستانهای دور از مرکز میدانستم و تو ذهنم دولت را به پای میز محاکمه می کشاندم ، و گاهی هم دنیا طلبی پزشکان را که با نیت کسب درآمد بیشتر در شهرهای کوچک دوام نمیاوردند مسئول این نابسامانی ها قلمداد میکردم ، گاهی هم خودم و خودمان را عامل اصلی بروز وضعیت موجود می دانستم و حقیقت هم همین بود . اما چرا ما مقصران اصلی این مسئله مهم مبتلا شهریمان هستیم ؟ پاسخ کاملا واضح است و نهایتا تنها به یک مورد ختم خواهد شد موردی که ما با توجه به اهمیت زیاد آن همواره بدان بی توجه بوده ایم و نتیجه این بی توجهی وضعیتی است که الان با آن دست بگریبان هستیم . آری درست است که ما تنها یه مرکز سونوگرافی در شهرمان داریم که می بایست برای انجام آن حدااقل یه هفته در انتظار نوبت باشیم ، درست است که ما از امکاناتی همچون سی تی اسکن و ام آر آی محرومیم و برای تشخیص نوع یا شدت بیماریمون باید صدها کیلومتر از محل زندگیمون دور بشیم ، حقیقت است که شهر ما بعنوان شهر محروم تلقی میشود و پزشکان از پشت میز تحصیل در دانشگاه برای گذراندن دوره ی تعهدشان یک راست به شهر ما یا شهرهای همانند ما اعزام میشوند ، درست است که تعدادی از همشهریان ما و هموطنان همانند ما در سایر شهرستانها به هنگام اعزام پزشکی به شهرستانهای دارای امکانات پزشکی جان خود را در نیمه های راه از دست می دهند و خاموشی شمع وجودشان خانواده ای را در تاریکی بی سرپرستی قرار می دهد ، و و و غرق در این افکار بودم که خود را در نیمه ی راه ارومیه به نقده یافتم و ناگهان دردی عجیب را در قفسه سینه ام احساس کردم ماشین را در حاشیه جاده نگاه داشتم و طوری که همسرم متوجه نشود به دنبال قرص های زیر زبانی گشتم که در داشبورت ماشین گذاشته بودم تا به هنگام بازیگوشی قلب مریضم یاریگرم باشند و الی اخر .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/11/29ساعت 22:38 توسط منتظر مهدی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ در نظر دارد بحول و قوه الهی با پرداختن به مسائل شهری ، اعم از کمبودها ، نقص ها و مقایسه آن با فاکتورها و استاندارد های موجود ، علل و عوامل بروز مشکلات مبتلابه شهری را شناسایی و ضمن ریشه یابی مشکلات موجود ، حتی المقدور اصلاح و درمان آنها را در دستور کار خود قرار دهد ، و این امر محقق نخواهد شد مگر با مشارکت ، همفکری و هم اندیشی همه اعضای این خانواده بزرگ . منتظر مشارکت سبزتان هستم
|
| پیوندهای روزانه |
| آرشیو پیوندهای روزانه |
| برچسبها |
|
انتخابات (4) انتخابات در نقده (2) فرد اصلح (2) یاوران حرب الله (1) محرومان (1) یوم الله 22 بهمن (1) اختیارات نماینده (1) منتظر مهدی (1) مشارکت در جامعه (1) صیانت از نظام (1) نظارت بر عملکرد (1) فرد اصلاح (1) نحوه انتخاب (1) حضور مردم نقده (1) دفتر معاون اول (1) اختلاس بزرگ (1) احساس مسئولیت (1) اسفندیار سپهری (1) شایعه افکنی (1) نتایج انتخابات در نقده (1) |
|
RSS
|